چرا این روزهای کورونایی بیشتر احساس خستگی و بی‌حالی می‌کنیم؟

مدتها بود که با چنین سوالی درباره خستگی خودم در این ایام درگیر بودم و وقتی در حال خواندن کتاب جادوی فکر بزرگ بودم، مطلبی در ذهنم جرقه زد و احساس کردم بلاخره پاسخ این پرسش را یافتم.

از زمان‌های قدیم مخصوصا وقتی بچه‌تر بودم، فکر می‌کردم کلید خوشبختی ما در بیکار بودن است. از کار اجباری، مهمان زیاد و خیلی چیزهای دیگر گله داشتم. فکر کردم اگر روزی از درس و مدرسه و هر نوع زوری خلاص شوم، آن روز بلاخره طعم رضایت و شادی را خواهم چشید اما  بعدا دیدم که درست عکس آن رخ داد.

تا به حال چیزی درباره افسردگی بعد از فارغ التحصیلی شنیده‌اید؟ من هم نشنیده بودم و حتی مسخره‌اش می‌کردم ولی بعدا فهمیدم چرا سراغ آدم می‌آید. افسردگی و خستگی بیشتر از همیشه سراغ آدم‌های بیکار می‌آید.

آیا هر وقت خستگی حس کردیم یعنی افسرده‌ایم؟

درباره‌ افسردگی اگر در گوگل سرچ کنید، مجموعه کثیری از علائم را در بردارد که لزوما همه آنها در ما صدق نمی‌کند. در این گیر و واگیر کورونایی اندوه و انرژی کم ما تنها به علت افسردگی نیست و دست‌های پشت پرده زیادی دخیلند.

چه دلایلی در این احساس دخیلند؟

۱ـ فکر کردن

 بله درست خواندید. تفکر زیاد از سر بیکاری یکی از انرژی‌گیرترین کارهاییست که در این ایام که رفت و آمد نداریم و کارهایمان کمتر و کمتر شده به سراغش می‌رویم. راحت است و کاری ندارد. یک گوشه به فکر فرو می‌رویم و اصلا نمی‌دانم چه می‌کنیم یا حتی کجای دنیا هستیم. بی‌عملی منجر به عملی می‌شود که از بدترین نوع آن است. تنها دستاورد یک تفکر طولانی غالبا خستگی است و بعد حس پوچی و تهی بودن بسیار.

اگر با خودمان صادق باشیم ما معمولا در فکرهای بیهوده و خودگویی‌هایمان نمی‌گوییم وای چه روز خوبی داریم و خداراشکر و اینحرف‌ها. معمولا یاد بدبختی‌ها می‌کنیم و تهش به جمله لعنت به این زندگی. آخر این هم شد زندگی، می‌رسیم. نتیجه این جملات حتی اگر آنقدری که من گفتم بد نباشد، راه هم به جایی نمی‌برد.

۲ـ بیکاری و کارهای منفی

 همانطور که گفتم یکی از دستاوردهای کار کمتر معمولا دو چیز است. یکی فکر بیشتر و دیگری وقت گذارانی بیهوده که از قضا خود وقت گذارنی مشکلی ندارد؛ اما نوعی که ما به آن عادت کرده‌ایم مشکل زاست. کدام فرد معمولی به طور متوسط هست که به اینستا و شبکه‌های مجازی سر نزند. بین اخبار و اطلاعات و کلیپ‌های مختلف چرخ می‌خوریم و مشکل شبکه‌های مجازی این است که معمولا از اخبار منفی روز هم اشباعند.

آمار وحشتناک کورونا، فلان هنرمند دار فانی را وداع گفت. فلان هواپیما چه شد و این حرف‌ها که انتهای آن اگر ده تا پست خوب هم ببینیم، حتما یکی از این چیزها به تورمان می‌خورد. نتیجه چیزی نیست. نتیجه فقط حس یاس و آهی پر درد است.

۳- عادت‌های جدید و قدیم ما

 حتما شنیده‌اید که عادت‌های خاص ما تعیین می‌کنند که چند سال دیگر در کجا باشیم. عادت‌های مضر و اصلا کار نکردن روی عادت‌ها و خودسازی، در این دوران اهمیت خود را بیش از هر چیزی نشان داد. چه کسانی غالبا در نبرد کورونا امید خود را باختند؟ کسانی که هیچ‌وقت به آمال و آرزو و اهداف شخصی و حرکت به سمت جلو فکر نکرده بودند.

تعداد انگشت شماری که این روزها قوی و عمیق حرکت می‌کنند و شاد هستند، همان‌هایی هستند که روزهایی به خاطر وقت‌گذارنی برای خودشان و کارهایشان مسخرشان می‌کردیم اما حالا قدرت دست آنهاست. به وضوح این روزها دیدم که نتیجه عادت نداشتن به ورزش در خانه یا مطالعه و حتی تولید محتوا، چه تفاوت‌ها و شادی‌هایی را برای عده‌ای، لاقل بیش از من، خلق کرد.

چه دلیلی برای این حرف‌ها دارم؟

اول از همه اینکه، من فردی را ندیدم که اهل کار فیزیکی و غیرفیزیکی زیاد باشد و معمولا غمگین و بی‌حال باشد. این افراد این روزها، خیلی انگشت‌شمار شده‌اند و معمولا در دهه‌های پنجاه و چهلی که هنوز از کار نیفتاده یا تسلیم جاذبه‌های تکنولوژی نشده‌اند، به‌خوبی قابل مشاهده‌اند.

وقت بحث شخص پرکار وسط می‌آید، منظورم هر کسی نیست که فکر می‌کند خیلی کار می‌کند بلکه منظورم آن نسل رو به انقراضی‌اند که اگر پایشان درد بگیرد کار نشستنی می‌یابند، اگر موبایل دست بگیرند، دوره آموزشی می‌بینند و خلاصه خیلی خیلی کم، وقت را صرف بطالت می‌کنند. افرادی که دغدغه رشد و حرکت دارند، حقیقتا افراد شادتر و سرحال تریند.

مسئله دوم بحث قوانین طبیعیست که در همه جا، علی‌الخصوص در طبیعت جاریست. اگر آبی ساکن باشد می‌گندد. اگر اختلاف و جریان و حرکت بارها نباشد، الکتریستیه نیست و نیرویی وجود ندارد. تحرک بشر به اجبارهای درونی و بیرونی اش وابسته است که اگر شخصی به اجبار درونی خو نکرده باشد و وابستگیش به نوع بیرونی آن برای تحرک باشد، با برداشته شدن آن عامل فشار مثلا اجبار به بیرون رفتن زیاد، کم‌کم سست و متراکم می‌شود و بعد اگر هم عادت به کار مفید روزانه یا اصلا کار غیرمفید داشته باشد، محتملا رو به تباهی و افسردگی و خدایی نکرده خودکشی خواهد شتافت.

خب پس چه کنیم؟

فکر کنم دیگر بتوانید حرف‌های راهکاری مرا حدس بزنید. اما اینها چیزهاییست که در زندگی خودم، به عنوان شخصی که عادت به پرکاری نداشته، جواب داده‌اند پس همان‌ها را به شما می‌گویم.

۱ـ با دید متفاوت و بهتری به کارها نگاه کنید

می‌دانید تنبلی رگ و ریشه عمیقی در ما دارد. اگر کار فیزیکی خاصی برایتان پیش می‌آید، این روزها بیش از همیشه از آن استقبال کنید. این کارها عامل نجات شما از گندیدگی این ایام هستند و بعدا هم می‌بینید که تحرک، حس مضاعفی از شادی و نیرو برای شما خلق می‌کند. پس طبعا باید بهانه‌تراشی‌ها را کمتر کنیم و بیشتر خود را سمت انجام اول وقت کارها هول بدهیم.

۲ـ یک دوره آموزشی کار محور شرکت کنید

 دوره‌های آموزشی که، اول مورد علاقه شما هستند و دوم کار محورند، این روزها خیلی به درد بخورتر از همیشه هستند. تازه همه چیز هم مجازی شده و الحق بهانه‌ای برای نیاموختن نداریم. دوره‌های کوتاه و خوب مثلا یک ماهه که به شما امکان تنوع با شرکت در سایر دوره‌ها را هم می‌دهند، از هر حیثی عالی هستند.

این روزها آدم با یادگیری یک حرفه و حرکت رو به جلو در هر راه و شاخه‌ای، بیش از هر چیزی می‌تواند انرژی کسب کند و یادتان باشد کارهایی که در آن دوره انجام می‌دهید، برای نجات جان شما هستند پس با رویی گشاده پیگیر کلاس‌هایتان باشید.

۳ـ خرده عادت‌های مثبت را جدی بگیرید

یک کار کوچک مثبت که انرژی کمی می‌خواهد اما تاثیر فوق‌العاده رویتان دارد را انتخاب کنید. پیشنهاد می‌کنم پادکست‌ها و مطالعه کتاب‌های انگیزشی و توسعه فردی باشد. مثلا روزی یک صفحه کتاب بخوانید یا پادکستی انگیزشی و مثبت گوش بدهید. یا اصلا کتاب گوش بدهید.

البته در مورد کتاب، درباره کتاب‌های انگیزشی خاصی با شعار تبلغاتی کار نکن تا شکست نخوری یا فکر کن و خودش یک دفعه سر از آغوشت در می‌آورد، صبحت نمی‌کنم. منظورم کتاب‌هاییست که حداقل چند بار، شما را وادار می‌کنند که بخوانید تو می‌توانی یا اینکار را کن و راه‌حل‌های خوبی برای بهتر کردن خودتان و محیطتان به شما می‌دهند. این روزها این کتاب‌ها شاید اگر معجزه هم نکنند، لاقل بتوانند کمی توازن بار اخبار منفی‌ای را که هر روز به ما تزریق می‌شود، به سمت مثبت بچرخانند و از غرق شدن ما جلوگیری کنند.

۴ـ اینترنت خاموش

فضای مجازی همیشه هست ولی تمام شدنی نیست. اگر مقدار این فضا و این اخبار لعنتی را کمتر کنیم واقعا به هیچ کجای دنیا آخ و واویلایی وارد نمی‌شود. بچه فلانی که در شکم مادرش است لگدش را میزند، دو نفری که کارهای خفن می‌کردند، باز هم از آن پست‌ها می‌گذارند و فلان خدابیامرز هم روحش کماکان شاد می‌شود.

می‌توانید به جای بعضی از ساعات روز که نت‌گردی می‌کردید، یک کار آفلاین دیگر جایگزینش کنید. البته بهتر است سراغ بازی‌های آفلاین هم نروید؛ چون هم اعتیاد آور است و هم ممکن است عادت فرار از مشکلات را در شما پدید بیاورد. اگر این کار، سروکارش با موبایل هم نباشد واقعا بهتر است اما خب اختیار آن با شما و سبک زندگی خاص شماست.

۵ـ بهانه‌های شاد بودن را جدی بگیرید

اگر عاشق گل و گیاه هستید اما هیچ‌وقت به هر دلیلی نداشته‌اید، یک گلدان برای خود داشته باشید. درباره حیوان، آن هم با این مشکلات بهداشتی چیزی نمی‌گویم اما قطعا روحیه شما را بهتر می‌کند. یک عده که زادوولد را انتخاب کرده‌اند اما به نظرم این هم بد نیست. همه ما نهایتا پیش خود می‌گویم بیکار چیکار کنیم؟! خلاصه داشتن وسیله‌ای برای نگه‌داری، حتی ساز جدیدی برای زدن و یادگیری آن، خیلی در روحیه شما تاثیر خوبی می‌گذارد.

درباره ساز که حتی اگر خیلی هم تمرین نداشته باشید، اصلا دیدن وسیله جدید حس خوبی می‌دهد، وای به حال زدن آن.

می‌توانید دکوراسیون را هم تغییراتی بدهید. نیازی نیست وسایل جدید بخرید. کافیست که با خلاقیت، استفاده جدیدی از آنها بکنید. برای ایده‌گرفتن، می‌توانید یک سر به انباری خانه بزنید یا اصلا نگاهی دقیق به خانه بیندازید و ببینید که چه چیزهایی جای خوبی ندارند و نیاز دارند که جای بهتری برای آنها فراهم کنید. تعمیر وسایل قدیمی خانه هم سرگرمی بسیار فوق‌العاده‌ایست.

درباره ورزش چیزی نگفتم چون برای همه کار راحتی نیست اما اگر بتوانید واقعا مفید است. به طور کلی از هر کار فیزیکی استقبال کردن، خودش تاثیر خوبی دارد. با دغدغه یادگیری مداوم، می‌توانید روحیه خود را همیشه حفظ کنید و البته با دغدغه تحرک داشتن، حتی در این زندان کورونایی هم می‌توانید روح سالم به در ببرید.

دیدگاه ها

  1. Pingback: موفقیت را به یاد بسپار - مهسا فیروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *