قضاوت بیخودی ممنوع

جدیدا بیشتر از همیشه، آن روی سکه را پس از کمی صبر می‌بینم. می‌دانی، روی دیگر سکه غالبا قضاوت اولیه ما را و بعد خود ما را، نیست و نابود می‌کند؛ اما ما نمی‌ترسیم و کماکان به آن ادامه می‌دهیم.

مثلا اگر کسی متن‌های اخیرم را بخواند ممکن است در دل بگوید: خدایا این دیگر کیست که چنین متن‌های چرتی را برای انتشار می‌گذارد و بعد آن روی سکه، دختری را نمی‌بیند که در بدترین شرایط روحی انتشار می‌دهد تا به عهدش وفادار بماند.

نمایشنامه اتاق ورونیکا را خواندم و راستش نه تنها برایم خیلی غافلگیرکننده نبود بلکه آخرش را هم حدس زدم. بعد با کمی تفحص فهمیدم که هر چه که من بعدا در آن سبک دیده‌ام، احتمالا به خاطر همان کار بوده؛ چون در زمان خودش شاهکاری محسوب می‌شده و باز هم قضاوتم اشتباه بود.

از شخصی به خاطر پاسخگو نبودنش گله‌مند بودم و اتفاقی بخشی از داستان زندگیش را خواندم و چنان متاثر شدم که گاهی در عالم خلوت هم نمی‌توانم سرم را برای خودم بالا بیاورم.

کافیست کمی پژوهش کنیم. خیلی چیزها با ظاهرشان فرق دارند و این تجربه کوچک را فقط در چهار دقیقه پایانی تا نیمه شب، با درس امروزم که ارزشمند بودن تجربه‌نگاری‌هاست، می‌نویسم تا ثابت کنم درسم را یاد گرفته‌ام و بیخیال تعهداتم هم نمی‌شوم؛ حتی به بهای زشت نوشتن و منتشر کردن آن.

دیدگاه ها

  1. Avatar
    مبینا ایمانی

    این وفاداری به خود و پایداری بر عهد و پیمانی که با خودتون بستید عمیقاً جای تحسین داره.
    با قدرت ادامه بدید.👍
    یاد این نکته افتادم که ما وقتی خودمون دیگران رو قضاوت می‌کنیم، از قضاوت‌های دیگران هم می‌ترسیم. همین باعث میشه خودمون تو یک سطح بمونیم و نگذاریم دیگران هم جلو برن. در واقع باتلاقی هست که ما نه تنها خودمون رو از فرو رفتن نجات نمی‌دیم، بلکه بقیه رو هم به باتلاق می‌کشونیم.

    1. Avatar نویسنده
      پست
      مهسا فیروز

      ممنونم خانوم ایمانی عزیز. همیشه با محبت و عزیز ما هستین. جمله خیلی تاثیرگذاری نوشتین و به نظرم باید بارها برای هضمش بخونمش. خیلی جالبه و تا به حال از این زاویه، به قضاوت نگاه نکرده بودم. ممنون بابت کامنت ارزشمند و تاثیرگذارتون. خوشحالم که با شما آشنا شده‌ام.

  2. Pingback: تولیدمحتوا و دردسرهایش - مهسا فیروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *