چرا همیشه به قلم و کاغذ نیازمند خواهیم بود؟

چرا این مطلب را آماده کرده‌ام؟

  1. مدتیست که به طور غیرمستقیم دست به گریبان این موضوع است. ماجرا از جایی شروع شد که مدتی به دلایل مختلف مخصوصا شلوغی‌های زندگی، بولت ژورنالم را رها کردم. بعد این سوال عین خوره به جانم افتاد که چرا به بولت ژورنال و ثبت کردن روی کاغذ نیازمندم؟ من که همین حالا پیشرفت خودم را دارم.
  2. کاغذ جایگاه عجیب و حس و حال غریبی دارد. کاغذ شجاعترین وسیله‌ایست که بشر اختراع کرده و احساس می‌کنم تمام پیشرفت‌های بشریت وابسته به اوست.

 می‌دانی، این حرفها شاید پنجاه یا بهتر است بگویم صدسال پیش، بدیهی بود و همه قبولش داشتند چون پیشینه صدها سال عمر انسان پشتش قرار داشت؛ اما برای نسل جدید چه؟ ما چطور قرار است به اهمیت کاغذ پی ببریم وقتی دیگر آنچنان کتاب نمی‌خوانیم. اولین و آخرین برخورد ما با کاغذ مربوط به مسئله دردناکی مثل مدرسه و دانشگاه بوده است. ما چطور می‌خواهیم باور کنیم که کاغذ مهم است یا لاقل زمانی بوده است؟

برای همین به نظرم آمد که باید اینها را بنویسم. باید حتی یکبار هم که شده این اهمیت را برای خودم روشن کنم تا اگر واقعا مهم است، بیخودی رهایش نکنم.

خدمات خاص کاغذ چه چیزهایی هستند؟

۱. کاغذ باقی می‌ماند

تایپ و محتوای الکترونیکی، مثل دنیایی که در آن ما همه دردودل‌هایمان را نثار محیط ورد و نت‌پد گوشی می‌کنیم، یک کار مهم را برای ما نمی‌کنند. آنها هیچوقت سند زنده‌ای نمی‌شوند که باز به خودمان تلنگری بزنیم.

من روزانه صدها کلمه در محیط ورد می‌نویسم و پیش از اینها از موبایل هم غافل نبودم. می‌دانم که چه چیزی را مدیون این محیط‌ها هستم. این محیط‌ها، عامل اصلی حرکت من به سمت جلو هستند. آنها، سبب شدند که بسیار کمتر از گذشته، در گذشته‌ای غرق بشوم که گذشته است. اما سوال مهم این است که آیا من تمام آن حرف‌ها و کلمات ریز و درشتی را که در آنها نوشته‌ام، دوباره خواهم دید؟

نه. می‌دانی چرا؟ چون این فضاها فضای گذرکردن هستند. محیط‌های پرسرعتی که ما در آنها می‌نویسم تا عبور کنیم. خیلی کمتر فضای ایستادن و توقف و بازنگری را داریم.

 برای همین است که هیچ چیز جای کاغذ و قلم را نمی‌گیرد. هیچ چیزی مثل کاغذ نیست که در محیط باقی بماند و هر چندوقت یکبار با تمیز کردن اتاقت جلوی چشمت بیفتد و در آینه آن ببینی که چطور حرکت کرده‌ای، چه آمال و آرزوهایی در سر داشته‌ای و حالا دقیقا کجا هستی؟

نت پد گوشی را می‌توانی هرگز نگاه نکنی. محیط وردی که پر از هزاران کلمه است را می‌توانی سهوا، یا به خاطر پرشدن حافظه حذف کنی اما دفتر را چه؟ آیا راحت دور می‌اندازی؟ من که نمی‌اندازم. آدم معمولا نگاهی به کاغذهای سفیدش می‌اندازد. حیفش می‌آید که این همه برگه را حرام کند و نهایتا چه می‌ماند؟ هیچی. تویی که باید باز با خودت روبه‌رو شوی و کنار بیایی. شاید این بزرگترین مزیت کاغذ و قلم است.

۲. کاغذ حواسپرتی را کم می‌کند

مسئله دیگر این است که هیچ چیزی مثل کاغذ و قلم، ما را درست و حسابی از اینترنت و دنیای حواسپرتی نمی‌کند. چطوری با این دنیای سرسام آور کنار بیاییم؟ همه چیز یادمان بماند در حالی که در دنیایی زندگی می‌کنیم که خیلی‌وقت‌ها بمباران اطلاعات، ما را فلج کرده است.

کاغذ همان جمله وای فای ممنوع است. یکی از دلایل سختی نوشتن همین اینترنت است. ما دیگر نمی‌توانیم تمرکز کنیم. صدای پیامک و هر نوع سیگنال کوچکی ما را به عالم فضا منتقل می‌کند. کاغذ جزو معدود بازمانده‌هاییست که یادآوری می‌کند دنیای واقعی چه شکلی است و اگر مدتی کنار آن بمانیم کم‌کم هوش و هواسمان را جمع می‌کنیم. تازه با نوشتن و لیست‌بندی کارها اولین قدم در اجرا کردن آنها را به صورت عملی، برداشته‌ایم.

ذهن که مرتب باشد حالمان هم بهتر است اما راستش این روزها درست نمی‌دانیم که این حس قبلا چه شکلی بوده است.

۳. ما را وادار به تفکر اصولی می‌کند

Young Businessman Thinking and Wondering While Writing a Paper

 یک سوالی هست که وقتی صبحگاهی می‌نویسم، هربار تکرار می‌شود و حسابی کلافه‌ام می‌کند. بعدش چه می‌شود؟

وقتی که روی کاغذ هستیم، ذهن می‌خواهد بداند که به کجا حرکت کند. از ما سوال می‌پرسد و جوابی می‌خواهد. مادامیکه روی کاغذ مشغول نوشتن هستم، باید درست و حسابی به آینده فکر کنم چون ذهن امانم نمی‌دهد. یک دور، دور چیزهای مختلف می‌گردد ولی باز سر سوالات اولش باز می‌گردد.

روی کاغذ سوالات جایی فرار نمی‌کنند. این سوالات سرت را با قابلیت‌های مختلف و رنگارنگ دیگر کاغذ، گرم نمی‌کند که خدایی نکرده باز آنها را ببینی. آنها می‌مانند. یک هفته دیگر یک سال دیگر سال‌های دیگر همانجا می‌ماند؛ اما موبایل و تبلت های امروزی کافیست یکبار زمین بخورند یا اصلا هنگ کنند. همه اطلاعات را بی‌رحمانه حذف می‌کنیم و می‌رود پی کارش. بعدش تو می‌مانی و حوضت و مسائل حل نشده و مهمی که دیگر هیچ‌وقت نگاهشان نمی‌کنی.

۴.  جای تایپ را نمی‌گیرد

این مسئله که ما به تایپ کردن هم نیازمندیم تا حرف‌های بیخودی را بنویسیم و رد شویم، هیچ جای بحثی ندارد. اما موضوع این است که تایپ هم جایگاه خودش را دارد و همه چیز نیست. و این مسئله‌ایست که گاهی خودم هم فراموش می‌کنم و اگر صبحگاهی را نداشتم، گاهی شاید کوچکترین ارتباطی با قلم و کاغذ نداشتم و واقعیت این است که در اینصورت، بهره‌وری‌ام به طور قطع کاهش پیدا می‌کرد.

۵. قابل حمل است

Feather pen and blank notebook page over slate background

می‌دانم موبایل را هم همه جا می‌بریم. اما کاری که با موبایل می‌کنیم اصلا با کاغذ قابل قیاس نیست. موبایل برای ما حکم همان برف را برای کبک دارد. در آن فرو می‌رویم تا از شنیدن و دیدن و همه چیز فرار کنیم. تا وقت بگذرد. همان چیزی که از آن نالان هستیم و عمر ما را تشکیل می‌دهد.

واکنش فرار کردن یک نوع واکنش منفی در مقابل مشکلات است که شدیدا از درون ما را تخریب می‌کند. این تخریب شدن تجربه شخصی خودم است. فرض کن به جای موبایل روی یک تکه کاغذ فقط نقاشی بکشی. شاید این نقاشی که ممکن است الهام گرفته از حال روحی‌ات باشد، خیلی بیشتر همان لحظه تو را تسکین بدهد و حتی سرگرم کند. ممکن است لحظات ناراحت‌کننده را با نوشتن ثبت کنی و بعدا جملات زیبایی از دلشان بیرون بکشی.

در موبایل هم می‌شود ولی اگر بتوانی یک لحظه بعد از یک ساعت ایسنتاگردی، گیج و منگ سرت را بالا بیاوری و از خودت سوال کنی: اصلا می‌خواستم کجا برم؟

با تمام اینها می‌دانم که اگر کاغذ جایی از زندگی نباشد، اگر این کاغذهای کوچک جعبه یاداشت‌هایم که در مقاله‌ای توضیح دادم، صبحگاهی و حتی اگر بولت و جدول جدیدم نباشند؛ راه به جایی نمی‌برم و نخواهم برد.

(درباره جدول جدیدم در اسرع وقت می‌نویسم به نظرم کاربرد جالبی دارد و هرکس نیاز دارد جدولی مخصوص به خودش را داشته باشد).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *