سه پیشنهاد برای پیشبرد نوشتن کتاب غیرداستانی‌تان

گمان نکنم نویسنده‌ای در جهان باشد که از همان بسم الله اول در نوشتن کتابش، بداند که کجای کار است؟ چه باید بکند و در قدم بعدی قرار است چه خاکی بر سرش بریزد!؟

خب شما تنها نیستید. اگر زمانی فکر نوشتن یک کتاب به سرتان رسیده باشه و کمی جدی‌تر شده باشید، حتما با چنین مشکلی دست و پنجه نرم کرده‌اید.

من الان در وسط شاهکار هنریم نیستم و درست در اول راه هستم، ولیکن دوست داشتم راه‌های معمولی ولی خوبی را که موتورم را کار انداخته‌اند، با شما درمیان بگذارم. شاید در کار انسان دیگری هم گشایشی حاصل شد.

۱.در نقطه بن بست کامل، چهارچشمی اطرافتان را بپایید!

ماجرای من

چند وقتی بود که استاد فرموده بود در قدم اول کار کتاب‌نویسی، آزادنویسی کنید. من شاید پنجاه دقیقه در روز، از هر دری می‌نوشتم. خوشحال و خجسته بودم که اوضاع مرتب است تا که بعدا فهمیدم منظورش این بود که درباره کتاب آزادنویسی کنید!

با آزادنویسی شاید بتوانید بفهمید که چهارچوب فصل‌هایتان چیست؛ چه سوالاتی در آن موضوعات، در ذهنتان گیر کرده است ولی مشکل قدم‌های بعد شماست.

من اول به دنبال این بودم که چطور شروعی جذاب با داستان داشته باشم و جالب است که هر وقت که درباره کل ماجرا فکر می‌کردم، دائما این احساس را داشتم که حرف جدیدی، به جز شاید داستانی جدید برای آغاز کار، نداشته باشم.

تنها کاری که از من بر می‌آمد انتظار بود و انتظار جواب داد!

شاید مسخره باشد ولی وقتی انتظار فرجی را داشته باشید، الهامات و نیروهای غیبی سر می‌زند. ممکن است تابلویی بر سرتان کوبیده شود که رویش گفته شده باشد قدم بعدی چیست.

برای من یک بار چیزی نزدیک به آن اتفاق افتاد که اولین بار راه حلی نشانم داد. هر چند نمی‌دانستم چطور قرار است کمکم کند.

در لحظه‌ای که می‌خواستم یک یاداشت را روی تابلوی اعلاناتم جا‌به‌جا کنم، یاداشتی از زیر یکی دیگر سر خورد و پایین افتاد. نوشته‌ای از مک کی، این‌طور نوشته شده بود:

اگر ذهنتان کار نمی‌کند به این دلیل است که چیزی برای گفتن ندارید. استعدادتان زایل نشده است. اگر حرفی برای گفتن داشتید حتی نمی‌توانستید خود را از نوشتن باز دارید.

استعداد را نمی‌شود کشت اما نادانی و جهل می‌تواند آن را فلج و بی‌فایده کند. زیرا نادان اگر استعداد هم داشته باشد قادر به نوشتن نیست. استعدد را باید با شناخت امور واقع (facts)  و افکار و اندیشه‌ها پروراند. تحقیق کنید. استعداد خود را پرورش دهید. تحقیق نه تنها رمز پیروزی بر کلیشه‌ها که رمز پیروزی بر ترس و همزادش افسردگی است.

از کتاب داستان نوشته رابرت مک کی

من کمی به توصیه‌اش عمل کردم، لیکن ر اشتباهم این بود که تنها به کتاب‌هایی در دسترسم اکتفا کردم. هرازگاهی به یک سایت رقیب هم سر می‌زدم که حالم را می‌گرفت و با یک ایش دکمه بازگشت را می‌زدم و همین.

اخیرا متوجه شدم که اهمیت سرچ چقدر مهم است. اگر سایت‌های فارسی جالبی پیدا نمی‌کنید، حتما به انگلیسی سرچ کنید. علم آنها با توجه به تعداد بیشتر افراد انگلیسی زبان و زبان رسمی دنیا بودن، محتملا از ما بیشتر است. شاید باور نکنید اما کتاب‌هایی هم هستند که آنقدر کهنه و بد تالیف شده‌اند که ارزش یک مقاله خوب و کامل خارجی ده‌ها برابر آنهاست.

یک نکته دیگر هم به من کمک کرد که توهم خلاقیت و نوآوری را کاملا فراموش کنم. در کتاب مثل یک هنرمند بدزد از آستین کلئون گفته شده که هنر کلا از دزدی خلق شده است.

هر چیز که نیاز به گفتن داشت، تا حالا گفته شده است. ولی از آنجا که هیچ‌کس گوش نمی‌دهد، باید دوباره و دوباره گفته شود.

آندره ژید نویسنده فرانسوی

پس اگر در تیتر از پاییدن اطرافمان حرف زدم، حتما در این اطراف گوگل را هم در نظر بگیرید.

۲. یک تعهد مهم برای خود ایجاد کنید

شاید گفتن اینکه، این راه حل خداست به قرآن ببر ضرر نمی‌کنی، با توجه به تفاوتهای فردی هر انسان با دیگری چندان حرف درستی نباشد.

از نظرم راه حلی درست است که روی شما خوب جواب داده باشد، پس این پیشنهاد می‌تواند کاملا کلی و بنا به شخصیت خودتان انتخاب شود.

چه چیزی شما را پای میز می کشاند؟

در مورد خودم، متوجه شدم که تعهد به انتشار کمکم می‌کند تا تنبلی را کنار بزنم. اگر یک تعهد کاملا مهم مثل یک موعد تحویل پروژه داشته باشید، احتمالا خیلی بهتر کارهایتان را پیگیری کنید.

از وقتی که برای خودم روزها ثابتی در هفته برای انتشار پیش نویس کتاب مشخص کردم، دیگر مجبور شدم واقعا به جلو حرکت کنم. اما و اگرهایی مثل اینکه، الان کتابم کامل نیست یا خب شاید اصلا مطالبم جذاب نباشد و اینها را کاملا خط بزنم.

این اولین تلاش شماست و به کمک آن می‌توانید با یک تیر دو نشان را بزنید. هم کار کتابتان جلو می‌رود و هم مطلبی دارید که شاید مورد توجه مخاطبانی قرار گرفت و اصلا اگر نقصی داشت برای بازنویسی به آن آگاه‌تر بشوید.

این همان مسئله ایست که در مطلب ۱۱ درس کوتاه درباره تولید محتوا و کتاب‌نویسی با عنوان بلاگ کردن کتاب از آن نام بردم. فقط مسئله مهم این است که به موضوعتان علاقه و ایمان کامل داشته باشید که وسط راه همان نیروی مهم بودن مسئله شما را سرپا نگه دارد.

یک خوبی انتشار دادن این است که هم می‌توانید موضوع را همگام با موعدش معین کنید، هم اگر ماجرا برای تحقیق خیلی سنگین است، آن را بشکنید و مثلا با شماره یک و دو و اینها منتشر کنید.

یک پیشنهاد دیگر هم این است که اگر روز یا روزهای خود را تعیین کردید، یک جدول طراحی کنید که در آن نام موضوعات و کارهایی که برای انتشار دارید را بنویسید. اینطوری می‌توان به دیدی نسبی از اینکه چقدر پیش نویس شما طول می‌کشد، دست پیدا کنید.

اگر دیدید که برای عنوانی مشخص به زمان بیشتر نیاز دارید، به نظرم همان حدی که محتوا دارید را منتشر کنید. نهایتا کار شما بیشتر طول می‌کشد، ولی به وعده خود بی اعتنایی هم نکرده‌اید.

همیشه این را به خود یادآوری کنید که این نسخه پیش‌نویس است و قرار نیست آپولو هوا کنیم و قرار هم نیست که افراد زیادی پشت سایتمان صف کشیده باشند، در عین حال با این تعهد، بلاخره متنی تحت عنوان پیش‌نویس اولیه دارید که می‌توانید هر زمانی آن را بازنویسی و بهتر کنید و نهایتا محصول خود را به سرانجام برسانید.

۳. هنرمند درونتان را حتما جدی بگیرید

اگر ماجرای قرار ملاقات با هنرمند درون را نمی‌دانید، پیشنهاد می‌کنم که مقاله قرار با هنرمند درون را حتما بخوانید.

جدی گرفتن زمانی برای خودتان و خلاقیتتان به طور کلی نه فقط در نوشتن روزانه و تولیدمحتوا کمکتان می‌کند، بلکه در مورد کتابتان هم در حد معجزه است.

گاهی در این خلوت می‌توانید ترجیحا پیاده به کتابفروشی و شهرکتاب شهرتان سری بزنید و در میان کتاب‌های معمولی بگردید. بعضی کتاب‌های کوچکی که اصلا به چشم نمی‌آیند، مثل همین کتاب مثل یک هنرمند بدزد، خیلی به من کمک کردند که به خودم و خلاقیت در کارم امیدوارتر بشوم.

کسی چه می‌داند؟ شاید آنجا همان جاییست که باید چهارچشمی حواستان به آن باشد و نشانه بعدی را در آن مکان کشف کنید.

دیدگاه ها

  1. Avatar
    1. Avatar نویسنده
      پست
  2. Pingback: تنوع یا ترتیب؟ - مهسا فیروز

  3. Pingback: یک چالش از امروز - مهسا فیروز

  4. Pingback: ماجراهای سال ۹۹ من - مهسا فیروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *