یک چالش از امروز

امروز شاید مهمترین خبر من همین شرکت کردن در این چالش باشد. چالشی که طبق فرموده شاهین کلانتری عزیز استاد خوبمان، امروز (۱۷ فروردین ۱۴۰۰) اعلام شده و فکر می‌کنم شاید افرادی هم باشند که علاقه‌مند به دانستن و اجرای آن باشند.

یک روز یک نفر…

یک روز یک نفر، اصطلاحی است که برای ساخت داستان‌های کوچک می‌توانیم اول با آن شروع کنیم و با ادامه دادنش، به یک داستان یا ماجرای کوچک در دل همین زندگی خودمان برسیم. در چنین روزی ماجرای ما این طور شروع می‌شود:

 یه روز یه شاهین کلانتری تصمیم می‌گیرد که چالشی را اعلام کند. در این چالش پنج روزه ما باید کار خاصی انجام بدهیم.

شروطش را او این طور گفته است:

قانون یک: کاغذهای سفید دفترهای مانده را جدا کنیم.

قانون دو: آنها را جاهای مختلف خانه یا محل کار و هر جایی که بیشتر رفت و آمد داریم، پخش کنیم.

قانون سه: به مدت پنج روز، به اندازه پنج تا پنج دقیقه بنویسیم.

قانون چهار: با نهایت سرعت بنویسیم. اینجا همان جایی است که مثل شخصیت دَشْ در انیمشن شگفت‌انگیزان، می‌توانید با نهایت سرعت بتازید و حرکت کنید.

از چه بنویسیم؟

او چند پیشنهاد برای نوشتن مثل نوشتن لیست‌ها و فهرست‌های مختلف داده. از جمله کارهایی که دوست داریم انجام بدهیم یا مواردی که بیاموزیم و تغییراتی که می‌خواهیم ایجاد کنیم، لیکن در کل آزاد هستیم که هر چه دوست داریم حتی نامه و موارد این چنینی و حتی درد و دل روزانه هم بنویسیم.

از نکات قشنگی که امروز از کتاب مثل یک هنرمند بدزد اثر آستین کلئون خوانده‌ام:

(این کتاب را با ترجمه کوشا موسوی و انتشارات مروارید تهیه کرده‌ام)

مطمئنا اگر فرمول محرمانه‌ای درباره معروف شدن وجود داشت آن را در اختیارت قرار می‌دادم. ولی من در این مورد تنها یک فرمول نه چندان محرمانه می‌شناسم: کار خوب انجام بده و آن را با دیگران به اشتراک بگذار.

صفحه ۹۷ کتاب مثل یک هنرمند بدزد

***

وقتی من این مطلب را (کارهایت را در اینترنت قرار بده) به مردم می‌گویم، آنها در جواب می‌پرسند: راز اینترنت در چیست؟

قدم اول: چیزی پیدا کن که باعث شگفتی تو شود. قدم دوم: حالا از بقیه دعوت کن که در این شگفتی با تو سهیم شوند….هر چقدر تو بی‌آلایش‌تر اشتیاقات خود را با دیگران در میان بگذاری، آنها احساس نزدیکی بیشتری با تو می‌کنند. تو برخلاف شعبده‌بازان با افشای رازهایت هیچ ضرری نخواهی کرد.

صفحات ۹۷ و ۹۹ کتاب مثل یک هنرمند بدزد

***

تو صرفا چون چیزی برای گفتن داری، به سراغ اینترنت نمی‌روی، تو می‌توانی با استفاده از اینترنت چیزی برای گفتن پیدا کنی. اینترنت می‌تواند بیشتر از یک مکان انتشار برای کارهای نهایی تو باشد. اینترنت میتواند نقش یک دستگاه جوجه کشی را برای ایده های شکل نگرفته ات ایفا کند. یا مرکزی باشد برای پرورش پروژه هایی که تو آنها را حتی هنوز شروع نکرده ای.

صفحه ۱۰۰ کتاب مثل یک هنرمند بدزد

***

بسیاری از وب سایتها و بلاگ ها طوری طراحی شده اند که پست ها را به ترتیب به ترتیب زمانی وقوع به نمایش میگذارند، به طوری که ناظر همیشه جدیدترین پست را در جایگاه اول میبیند، پس تو همیشه به خوبی آخرین پست خود هستی.

صفحه ۱۰۰ کتاب مثل یک هنرمند بدزد

سخن پایانی

این مطلب کوتاه را آماده کردم که هم از برنامه تولید محتوا عقب نمانم و هم اینکه بعدا نتایج و تجربیاتم را برایتان بنویسم. همچنین، احساس میکنم با انتشار این یاداشت ساده قدمی در راه عمل به حرف‌های کلئون برداشته‌ام.

احساسم به من می‌گوید که در زمینه یافتن ایده و آشتی با نوشتن، به هر شخص علاقه‌مندی به نویسندگی کمک خوبی بکند. حتی اگر خیلی هم دل در گرو این کار ندارید، این چالش احتمالا کمکتان می‌کند که سنجیده‌تر و بهتر عمل کنید. در فرصتی کوتاه و بین کارهای روزمره و شلوغ زندگی، هر آنچه در ذهن دارید خالی کنید و مجالی برای تفکر و تامل بهتر در خصوص سایر تصمیمات روزتان بیابید. امیدوارم که در این زمان،  اتفاقات خوبی برای همه بیفتد.

دیدگاه ها

  1. Pingback: داستان من بعد از چالش - مهسا فیروز

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *