برنامه ها و تاملات و مشاهدات دیروز من

هیچ چیزی به جز نوشتن در سایت و انتشار آن نمی‌توانست به من جرئت افشاگری هرچه بیشتر خودم و برنامه‌ هایم را بدهد. همیشه به ما گفته‌اند که نگو، قایم کن. دشمن زیاد است و تا می‌توانستند ما را ترسانده‌اند.

نوشتن در سایت چه فوایدی برای من داشت؟

۱. حقیقتا رشد کردم. وقتی کرم کوچکی هستی و در پیله خویش در انتظار فردای بهتر یا محیط امن‌تر می‌گردی، نمیفهمی که آن بیرون هم همه دشنه به دست نیستند. این روزها آدم ها بیشتر از آدم بودن، آدم مکانیکی اند. هر کس سرش در آخور موبایل خودش است.

۲. نکته بهتر این نوشتن ها این است که یاد میگیری همیشه مفید باشی و از دل روزمرگی‌هایت خودت تازگی بیرون بکشی. همیشه حرف جدید برای زدن داشته باشی و کمتر از بقیه کپک بزنی (استاد ببخش که این تکیه کلامت را دزدیدم).

۳. در خلال همین نوشتن ها و از قضا تکیه بر تنها دارایی واقعی ما یعنی زمان حال، کمتر از خودمان توقع قلمبه سلمبه گویی و گفتن درسهای تکراری و بیهوده داریم.

۴. برای من هر روز که قرار است چیزی منتشر کنم، درسی و آزمایشی هست که خود را مسئول بیانش میدانم حتی اگر فردا دقیقا عکس آن به من ثابت شود. اینطوری میفهمم که در حال دگرگونی و یک انسان واقعی هستم و حقیقتا از آدم ماشینی بودن خارج شده ام.

۵. اخیرا متوجه شده‌ام که در دل کیفیت داشتن زندگی چقدر حرف‌های خوب و درس‌های خوب از دل همین تاملات روزانه است. اینجا جایی است که این تاملات را ثبت بدون نگرانی ثبت می‌کنم.

۶. اینجا راحت می‌توانم درس‌ها و آموخته‌های کوچکم را بنویسم. مثلا به شما خواهم گفت که کلمه” باری به هر جهت” را جدیدا یاد گرفته‌ام و چقدر برایم دلنشین است.

۷. به شما خواهم گفت که اخیرا در دو ماهه اخیر چقدر کتاب جدید خریده‌ام (حدود ۱۵ جلد) و این میان چقدر میان این‌همه کتاب نخوانده هوسرانی کرده‌ام و چه آموخته‌ام (یکی از مشهورترین تئوری‌های کتاب خواندن، خواندن بر منبای هوس کردن است).

۸. از برنامه‌ هایم می‌گویم مثلا می‌گویم که…

در این دنیای جدیدی که می‌سازمش، هر روز مثل همه، برنامه‌ های جدیدی می‌ریزم و مدام در حال اجرا و ویرایش کردن آنها هستم تا وقتی که به بهترین‌ها مطابق با زندگی و سلیقه خودم برسم.

در زندگی ما هیچ اصول و اجبار و نسخه‌ای حاکم نیست. هر چه هم که من اینجا تجویز کردم را، بیشتر باب پیشنهادها و ایده‌ها بدانید نه حکم راسخ و بی‌بازگشت دنیا.

از برنامه‌ های اخیرم تهیه سه محتوا در هفته در اینجاست و سایر زمانم را روی تهیه مطالب سایت فایرموشن می‌گذارم. امیدوارم که در انجام هر چه بهتر آن بکوشم.

از لحظات ناب روزم

روی نیمکت بلوار ساعت نه صبح نشسته بودم. مانتوی طرح لی و شلوار جین آبی به تن داشتم و اگر کفش و ژاکت طوسی روی پاهایم را فاکتور میگرفتی همه چیزم آبی و سورمه‌ای بود. مشغول نوشتن و توصیف لحظاتم بودم که متوجه شدم چقدر تمرین توصیف کردن در فضای بیرون می‌چسبد. گویی اصلا مال همانجاست و از درد توصیف کردن وسایل تکرای هم خبری نیست.

کمی از چیزهایی که نوشتم

این موقع سال در اوایل اردیبهشت زیباترین فصل کردستان، در بلوار نشسته‌ام و پای چپم را روی پای راست انداخته‌ام. وقتی به مسیر بلوار در سمت راستم نگاه می‌کنم، درختان، دو طرف بلوار را با رنگ سبز برگ‌ها و قهوه‌ای تنه‌ها گرفته‌اند و البته خانم‌هایی آرام آرام پیاده‌رویی می‌کنند. سمت چپم، به سمت انتهای بلوار، تنها سه نفر در انتهایی ترین نقطه به سختی پیدا هستند. گاهی فراموش می‌کنم که چقدر انسان در طبیعت لبریز است و دیگر جداشدنی نیست. نمی‌دانم چه طلسمی است که همیشه ناخودآگاه روبه‌روی جگر ذغالی می‌نشینم…

بهترین آهنگی که شنیدم

امروز به لطف گروه نظم شخصی، کتاب جدیدی به نام ترانه‌های کراس دی برگ به چشمم خورد. نمی‌دانستم برای ترانه‌های خارجی هم کتابی هست. آهنگ قشنگی از میان آنها با ترجمه آن دیدم که حقیقتا مرا وارد فضای دیگری کرد. آن را هم برای علاقه‌مندان اینجا گذاشتم.

امیدوارم شما هم از امروزتان نهایت لذت را ببرید.

آهنگ you are the reason از Chris de burg

دیدگاه ها

  1. Avatar
    karim

    ازین متن بسیار لذت بردم و موسیقی که برای چندمین بار گوشش دادم؛ وبسایت داشتن یا قدیمترها که وبلاگ مرسومتر بود در واقع این فضا مثل دفترچه آنلاین میمونه که انگاری به هر کسی که کاربر اونجاست یه کپی از اون دفترچه رو میدی و اونها هم دارند و همراه نویسنده لذت میبرن فکرش رو بکن چندین سال بعد وقتی به نوشته هات نگاه میکنی چه حس و حال خوبی رو خواهی داشت و چقدر وبسایتت رو بزرگ کردی و برای چندین هزار نفر تاثیرگذار بودی زیباست.
    سپاس از مطلب خوبت

    1. Avatar نویسنده
      پست
      مهسا فیروز

      واقعا چه تعبیر جالبی من هیچ وقت به این شکل به آن نگاه نکرده بودم. خواندن کامنتهای دوست خوبی چون تو واقعا در روزهای سخت نوید بخش است. از تو بسیار ممنونم کریم عزیز و امیدوارم که هر جایی که هستی حال جسم و دلت بینظیر و عالی باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *