تجربه‌نگاری

اشتباهی که ترسم را شکست

امروز روز خاصی برایم بود. قرار شده بود که دیگر درست و درمان محتوای پیج اینستا را منتشر کنیم. این هفته خیر سرمان کلی کار کردیم. مثلا قالب‌ پست‌های پیجم و فایر را طراحی کردیم و اینکه سعی کردیم برای محتوای هفته، هماهنگی و ایده پردازی‌هایی داشته باشیم. بلاخره این شنبه خاص فرا رسید. البته …

ماجراهای سال ۹۹ من

به عنوان یک نویسنده همیشه وظیفه دارم که چشم و گوشم مثل بیلی باتگیت باز باشد و از آن مهم‌تر، عاشق تجربیات جدید و بیانشان باشم. این بار از سال ۹۹ خودم برایتان می‌گویم. از زمانی که از تحصیل فارغ شدم، نوزادی به نام افسردگی پس از تحصیل به خاطر بیکاری مزمن به دامنم افتاد. …

داستان من بعد از چالش

دوست داشتم در خصوص داستان چالش پنج تا پنج دقیقه نوشتن در پنج روز برایتان بگویم. اینکه چه شد و آیا موفق شدم یا نه و اگر شدم چه دستاوردهای خاصی برای من داشت. اگر ماجرای چالش را نمی‌دانید، پیشنهاد می‌کنم که به مقاله یک چالش از امروز سری بزنید. همه اطلاعات مهم همانجاست. چالش …

تجربیات یک بولت ژورنالیست کوچک

مهسا در تکرار غریبانه بولت‌هایت چه گذشت؟ سخت گذشت. واقعا حرف دیگری نیست. البته مشتی تجربیات بدهکار از مطلب قبلی مانده، که آن را هم دوست داشتم اینجا بنویسم. ۱ یک رازی در پشت پرده بولت ژورنال وجود دارد. رازی است که در لابه‌لای کتاب به آن اشاره شده ولی هیچ‌کس توجه خاصی به آن …

توصیه‌های من به تو درباره آرزو

می‌دانی مردم فکر می‌کنند همیشه داشتن آرزو خیلی خوب است. تجربه می‌گوید تنها با یک شرط خوب است. هیچ‌وقت رویای کس زنده و آشنایی را در سر نپروان. اصلا مسئله بحث مکافات و اینها نیست. فرض کن که آن اشخاص واقعا مجرد و سینگل هم باشند. این آرزوها، قریب به اتفاق، محکوم به شکستند. نه …

تولید محتوا و دردسرهایش

بعضی وقت‌ها در عالم تولید محتوا چشم‌هایت به زور باز م‌یشوند. به خاطر مشغله‌ها، کتاب نخوانده‌ای و مثل بلانسبت … در گل می‌مانی که الان دقیقا چه آپلویی باید هوا کنی؟ بله این یکی از همان متن‌هاست. یکی از دوستان محتواگرم یکبار گفت که واقعا گاهی به شدت در تولید کردن بی‌انگیزه می‌شود و نمی‌داند …

این یک درخواست کمک است

کلنجاری محض دارم. نوعی عذاب. برخلاف همیشه این یک متن آماده و پیام‌دار نیست. این یک درخواست کمک و مشورت با شماست. تبادلی نظری است که می‌خواهم در آن حضور داشته باشید. ماجرای این مشکل به خیلی وقت پیش بازمی‌گردد. زمانی که رسما دغدغه نوشتن برایم جدی شد. باز هم مسئله مسخره‌ای مشابه با یادگیری …

قضاوت بیخودی ممنوع

جدیدا بیشتر از همیشه، آن روی سکه را پس از کمی صبر می‌بینم. می‌دانی، روی دیگر سکه غالبا قضاوت اولیه ما را و بعد خود ما را، نیست و نابود می‌کند؛ اما ما نمی‌ترسیم و کماکان به آن ادامه می‌دهیم. مثلا اگر کسی متن‌های اخیرم را بخواند ممکن است در دل بگوید: خدایا این دیگر …