توسعه فردی

نکاتی از کتاب چطور انسانی دوست‌داشتنی باشیم؟

در ایام دانشگاه مشغول خواندن کتاب چطور انسانی دوست‌داشتنی باشیم از بریان تریسی و ران آردن بودم. به یاد دارم که از بس به وجد آمده بودم، تصمیم گرفتم در کلاس‌های درس تعدادی از نکاتش را اجرا کنم و تاثیرش را ببینم. یک کلاس خیلی خسته‌کننده و مرتبط با کشاورزی داشتیم. گرچه چشمم آب نمی‌خورد …

جدول انجام کارها با واحدهای پومودورو

یکی از شب‌هایی بود که کلاس کار خلاقانه داشتیم. استاد در توضیح اینکه محتوا چه حالت‌هایی می‌تواند داشته باشد، ما را سمت لینکی از سایتش هدایت کرد که در آن انواع محتواهای پادکست و متن و ویدیو را می‌دیدیم. در یکی از ویدیوهای همان صفحه، من دیدم که شاهین کلانتری پیشنهادی مطرح کرد. گفت که …

چرا همیشه به قلم و کاغذ نیازمند خواهیم بود؟

چرا این مطلب را آماده کرده‌ام؟ مدتیست که به طور غیرمستقیم دست به گریبان این موضوع است. ماجرا از جایی شروع شد که مدتی به دلایل مختلف مخصوصا شلوغی‌های زندگی، بولت ژورنالم را رها کردم. بعد این سوال عین خوره به جانم افتاد که چرا به بولت ژورنال و ثبت کردن روی کاغذ نیازمندم؟ من …

چرا این روزهای کورونایی بیشتر احساس خستگی و بی‌حالی می‌کنیم؟

مدتها بود که با چنین سوالی درباره خستگی خودم در این ایام درگیر بودم و وقتی در حال خواندن کتاب جادوی فکر بزرگ بودم، مطلبی در ذهنم جرقه زد و احساس کردم بلاخره پاسخ این پرسش را یافتم. از زمان‌های قدیم مخصوصا وقتی بچه‌تر بودم، فکر می‌کردم کلید خوشبختی ما در بیکار بودن است. از …

چطور بولت ژورنال خود را شخصی‌تر کنیم؟

در مقاله قبلی، بدنه و کاربرد اصلی بولت را توضیح دادم اما می‌دانم برای کسی که می‌خواهد شروع کند به تنهایی کافی نیست و نخواهد بود. برای کسانی که وقت و حوصله خواندن کتاب را دارند، حتما خواندن خودش را پیشنهاد می‌کنم؛ اما برای سایر افرادی که به هر دلیلی نمی‌خواهند و نمی‌توانند، اینجا توضیحاتی …

بولت ژورنال چیست و چطور کار می‌کند؟

درباره بولت ژورنال تا به حال مطالب و مقاله‌های زیادی منتشر شده است؛ اما از آنجایی که کتاب برنامه‌ریزی به روش بولت ژورنال را کامل خواندم و به نظرم جاهایی بودند که نیاز به توضیح و حتی بیان متفاوت داشتند، ترجیح دادم از این مطلب نگذرم. در مقاله بعدی حتما از تجارب مفید خودم در …

با ذهنی پر از ایده داستانی چه کنیم؟

شخصی نزدیک من تقریبا هر روز کارش این بود که در اتاقم را بزند و وسط انجام کارهای مختلفم، ایده‌ها داستانی عجیب و غریبش را بازگو کند. از من می‌خواست که ایده‌هایش را داستان کنم و دائم از ایده‌هایی که به ذهنش می‌رسید و به نظرش خفن بود؛ اما من نمی‌نوشتمش، گله‌مند بود. در دنیای …

چطور از دست کشمکش‌های ذهنی خود خلاص شویم!؟

“چند ماه از رابطه اش گذشته بود. رابطه ای سخت، طاقت فرسا و بی رحم. مثل همه رابطه های تاریخ مصرف گذشته دیگر، چیزی جز زجر برایش نداشت. خسته بود. شکسته بود. تا اینکه بلاخره توانست خودش را به آرامش دعوت کند. با او تمام کرد، و همه زهر شکست عاطفی را یکجا سر کشید. …