دسته‌بندی نشده

درهایی که با آهنگ باز می‌شوند

وقتی وسط یک هزارتوی عجیب زندگی گیر کرده‌ام روی مبل‌های فیروزه‌ای خانه می‌نشینم. هیچ چیزی به ذهنم نمی‌رسد. دلم میخواهد بروم بیرون و از صدای گنجشکان و خنکی بهار لذت ببرم اما نمی‌توانم. کاملا احساس می‌کنم که دست و پایم را به آن مبلها بسته‌اند. پنجره کنار دستم است، اما ذهنم در بند زندگی گیر …

سه پیشنهاد برای پیشبرد نوشتن کتاب غیرداستانی‌تان

گمان نکنم نویسنده‌ای در جهان باشد که از همان بسم الله اول در نوشتن کتابش، بداند که کجای کار است؟ چه باید بکند و در قدم بعدی قرار است چه خاکی بر سرش بریزد!؟ خب شما تنها نیستید. اگر زمانی فکر نوشتن یک کتاب به سرتان رسیده باشه و کمی جدی‌تر شده باشید، حتما با …