رضا بندانداز

نفس‌ها همه در سینه حبس بودند. بندباز دو دستش را در پشت مخفی کرده بود، و با غرور، قدرتمندانه و با جثه‌ای ظریف ایستاده بود. از چهره‌اش هیچ تشوش و نگرانی خاصی به چشم نمی‌خورد. موزیک مخصوص برحسب عادت دیرینه، پخش شد و صدای قورت دادن آب دهن تماشاچیان را در درونش بلعید. بند باز …

چرا این روزهای کورونایی بیشتر احساس خستگی و بی‌حالی می‌کنیم؟

مدتها بود که با چنین سوالی درباره خستگی خودم در این ایام درگیر بودم و وقتی در حال خواندن کتاب جادوی فکر بزرگ بودم، مطلبی در ذهنم جرقه زد و احساس کردم بلاخره پاسخ این پرسش را یافتم. از زمان‌های قدیم مخصوصا وقتی بچه‌تر بودم، فکر می‌کردم کلید خوشبختی ما در بیکار بودن است. از …

چطور بولت ژورنال خود را شخصی‌تر کنیم؟

در مقاله قبلی، بدنه و کاربرد اصلی بولت را توضیح دادم اما می‌دانم برای کسی که می‌خواهد شروع کند به تنهایی کافی نیست و نخواهد بود. برای کسانی که وقت و حوصله خواندن کتاب را دارند، حتما خواندن خودش را پیشنهاد می‌کنم؛ اما برای سایر افرادی که به هر دلیلی نمی‌خواهند و نمی‌توانند، اینجا توضیحاتی …

بولت ژورنال چیست و چطور کار می‌کند؟

درباره بولت ژورنال تا به حال مطالب و مقاله‌های زیادی منتشر شده است؛ اما از آنجایی که کتاب برنامه‌ریزی به روش بولت ژورنال را کامل خواندم و به نظرم جاهایی بودند که نیاز به توضیح و حتی بیان متفاوت داشتند، ترجیح دادم از این مطلب نگذرم. در مقاله بعدی حتما از تجارب مفید خودم در …

رقص برگ‌های پاییزی

این متن تمرین و تداعی‌ من، با آهنگی از آهنگ‌های آهنگساز مشهور، باخ بود که دوست داشتم در سایتم آن‌را منتشر کنم. خود آهنگ را در انتهای سایت می‌توانید بشنوید و از خواندن متن همراه با آهنگ لذت ببرید. برگ غلتان درخت چنار، خشک و خمیده همچون دستی که برای گرفتن آخرین شهامت شاخه، دراز …

تمرین نوشتن با نقاشی

یکی از تمرین‌های خوب نویسندگی، نوشتن و خیال‌پردازی همگام با آثار مطرح نقاشی است. در اینجا یکی از تمرین‌های خودم را با نقاشی‌ای از جیمز مک‌نیل ویسلر آورده‌ام، که از درس‌های بسیار خوب ما در کلاس نویسندگی خلاق بود. ویسلر رو‌‌به‌‌روی بوم سفید نشسته بود. نمی‌دانست این بار که هنرمند، مدل و سوژه جدیدی برای …

آیا نوشتن یک صفحه صبحگاهی تاثیری روی ما می‌گذارد؟

این سوال اولین بار زمانی به ذهنم رسید که شخصی از نزدیکانم را مشغول صبحگاهی نوشتن می‌دیدم. او که به تازگی در کلاس‌های بسیار مفید پیرامایند شرکت کرده بود، تشویق شده بود صبحگاهی هم بنویسد و من که از این موضوع هیجان زده بودم دائم از تاثیرش، از نگاه او می‌پرسیدم. نهایتا او به من …

با ذهنی پر از ایده داستانی چه کنیم؟

شخصی نزدیک من تقریبا هر روز کارش این بود که در اتاقم را بزند و وسط انجام کارهای مختلفم، ایده‌ها داستانی عجیب و غریبش را بازگو کند. از من می‌خواست که ایده‌هایش را داستان کنم و دائم از ایده‌هایی که به ذهنش می‌رسید و به نظرش خفن بود؛ اما من نمی‌نوشتمش، گله‌مند بود. در دنیای …

راهی برای تولید محتوا

این روزها و کلا خیلی‌وقت است که با مشکلی دست و پنجه نرم می‌کردم: راهی برای تولید محتوا. مشکل اصلیم این بود که فکر می‌کردم نمی‌توانم مثل بقیه جملات قشنگ قشنگ بنویسم. به نظرم همه چیزهایی که دوستانم می‌نوشتند واقعا عالی بودند؛ اما من هیچ اعتماد‌به‌نفسی حتی برای شروع برای خودم باقی نگذاشته بودم. امروز …

چطور از دست کشمکش‌های ذهنی خود خلاص شویم!؟

“چند ماه از رابطه اش گذشته بود. رابطه ای سخت، طاقت فرسا و بی رحم. مثل همه رابطه های تاریخ مصرف گذشته دیگر، چیزی جز زجر برایش نداشت. خسته بود. شکسته بود. تا اینکه بلاخره توانست خودش را به آرامش دعوت کند. با او تمام کرد، و همه زهر شکست عاطفی را یکجا سر کشید. …